ابن خلدون ( مترجم : م . محمد پروين گنابادى )

1103

تاريخ ابن خلدون ( مقدمه تاريخ ابن خلدون ) ( فارسى )

پس سزاست كه اين صناعت بر همهء اهل اجتماع و شهرنشينان ممنوع و حرام شود چه زيانهاى بسيارى از آن به دين و دولتها ميرسد و در اين باره طبيعى بودن وجود آن براى بشر بمقتضاى مدارك و علومشان نكوهش نمىشود . آرى خير و شر هم هر دو طبيعى هستند و در اين جهان وجود دارند و نميتوان آنها را ريشه كن كرد ، بلكه ما مكلف هستيم كه در موجبات حصول آنها دقت كنيم . از اين رو واجب است در اكتساب خير از راه اسباب آن بكوشيم و اسباب شرها و زيانها را از خود برانيم . و اين تكليف بر كسى كه مفاسد و مضار اين دانش ( احكام نجوم ) را ميداند واجب است . و بايد دانست كه اين صنعت بفرض كه فى نفسه درست باشد ممكن نيست هيچيك از اهل اسلام بر علم آن وقوف يابد و ملكهء آن را بدست آورد بلكه اگر جوينده‌اى آن را مورد بحث قرار دهد و گمان كند بر آن احاطه يافته است . شكى نيست كه وى در واقع و نفس الامر در نهايت قصور و عجز مىباشد ، زيرا هنگامى كه شريعت تحقيق در آن را حرام كرد در اهل اجتماع كسى يافت نميشد كه آن را بخواند يا سزاوار تعليم آن باشد و در نتيجه شيفتگان آن بسيار اندك و انگشت شمار بودند و ناگزير ميشدند براى مطالعهء كتب و مسائل اين صنعت به كنج خانهء خود در حال استتار پناه برند و از نظر عامه دور باشند . گذشته از اينكه صناعت مزبور داراى شعب و فروع بسيار مىباشد و فهم آنها دشوار است ، پس در چنين شرايطى چگونه جويندهء آن از مطالعهء خود سودى بدست مىآورد در حالى كه ما مىبينيم دانش فقه كه هم به دين و هم به دنيا سود دارد و فرا گرفتن آن از كتاب و سنت آسان است و جمهور مردم به خواندن و تعليم دادن آن روى مىآورند با همهء اين جويندگان آن پس از تحقيق و گردآورى مسائل و ادامه دادن تحصيل و رفتن بمجالس گوناگون در آن دانش ، سرانجام در طى اعصار و نسلها يكى پس از ديگرى در آن مهارت مىيابند پس چگونه جويندگان نجوم مىتوانند دانشى را فرا گيرند كه شريعت آن را كنار گذاشته و در جلو آن سد تحريم بسته شده و از عامهء مردم بايد تحصيل